مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

474

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گوسفندش را به صاحب تاكستان مىدهد تا از شير و پشم آن به قدر نيازمندى استفاده كند . و سپس اصل آن را رد كند . خداى عز و جل فرموده است : « به سليمان فهمانديم » ( 21 : 79 ) . و داود بنياد بيت المقدس را نهاده بود . و سليمان آن را ساخت و تمام كرد . خداوند فرموده است : « و سليمان وارث داود گرديد و گفت : اى مردم ما زبان پرندگان را آموخته‌ايم و همه چيزى به ما داده‌اند » ( 27 : 16 ) و فرموده است : « و باد را براى سليمان رام كرديم كه بامداد رفتنش يك ماه راه بود و شبانگاه رفتنش يك ماه و چشمهء مس را بر او روان كرديم و بودند از پريان كسانى كه نزد وى ، به فرمان پروردگارش ، كار مىكردند و هر كس از ايشان از فرمان ما سرپيچى مىكرد عذاب آتش سوزان به دو مىچشانديم . و براى وى هر چه مىخواست ، از قصرها و تنديسها ، و كاسه‌هايى به اندازهء آبگيرها و ديگهاى استوار و بزرگ مىساختند » ( 34 : 11 و 12 ) و خداى فرموده است : « تا آنگاه كه به وادى مورچگان درآمدند و مورچه‌اى گفت : اى موران ! » ( 27 : 18 ) تا پايان آيه و همهء اينها را آنچه خداوند فرموده است ما مىپذيريم و بدان ايمان داريم و او فرموده است : « و ما باد را به فرمان او درآورديم كه هر جا قصد داشت به فرمان وى به نرمى مىرفت و ديوان بنّا و غوّاص را » ( 38 : 37 ) . گويند كه وى بر باد فرمان مىراند و باد او و لشكرش را حمل مىكرد و هر كجا كه مىخواست آنها را مىبرد . يك ماه راه را در يك بامداد مىبرد و يك ماه راه را در يك شامگاه باز مىگرداند . در ناحيهء دجله نوشته‌اى بر بعضى از بناهاى عادى باستانى يافت شد كه : « ما در اينجا فرود آمديم و ما اينجا را نساختيم بلكه بدين گونه ساخته آن را يافتيم دشمن ما از اصطخر بود او را كشتيم و ما از اينجا آهنگ شام داريم [ 1 ] . » گويند پادشاهى داود در شام در آغاز پادشاهى منوچهر پادشاه بابل و پادشاهى غمدان در يمن ، بوده است و اين امر يقينى نيست و امكان ندارد ، چرا كه زمانى دراز است و ناتوانى گمان و انديشه در آن وجود دارد . هر وصفى كه مسلمانان و اهل كتاب دربارهء سليمان آورده‌اند از قبيل معجزات و پادشاهى و فرمانبردارى مردمان و پريان و شياطين از او و شناخت زبان مرغان و جانوران و بردن باد او را و استخراج نوره و گچ و گوهرهاى كانى و ساختن گرمابه‌ها و جز آن همه را ايرانيان در صفت جم شاذ پادشاه مىآورند . و من نمىدانم آيا او در نظر ايشان همان سليمان است يا نه . اگر اوصافى كه دربارهء او مىآورند

--> [ 1 ] اين قسمت در متن غلط مىنمايد و ترجمهء هوار هم قانع كننده نيست . همچنين متن را دقيق چاپ نكرده . آنچه در نسخهء عكسى خوانده مىشود اين است : نحن نزلناه و ما بنيناه و هكذا مبنيا وجدناه عدونا من اصطخر فقلناه و نحن رائمون منه فاتون الشام ( b 94 نسخهء عكسى و ص 106 ، ج 3 ، چاپ پاريس ) .